تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۷
کد خبر : 4534

فوتبال بوشهر بهترین‌ها را ساخت، اما حفظشان نکرد

فوتبال بوشهر بهترین‌ها را ساخت، اما حفظشان نکرد
فوتبال بوشهر برای نسلی مثل فریدون موقر بخشی از سال‌های جوانی، رفاقت، رقابت و زندگی است. او فوتبال را از محلات آغاز کرد، در جوانان ملوان انزلی درخشید، به بوشهر آمد و پیراهن ایرانجوان و استقلال (تاج) را پوشید، در سال‌هایی که ورزشگاه‌ها پر از تماشاگر بود و نام تیم‌های بوشهری برای خود اعتباری داشت؛ اما وقتی پای امروز فوتبال بوشهر به میان می‌آید، لحن موقر تغییر می‌کند. او از فوتبالی می‌گوید که محله‌هایش بازیکن می‌ساختند، اما امروز بسیاری از همان محله‌ها دیگر تیمی ندارند؛ از پیشکسوتانی که سرمایه فوتبال هستند؛ ولی کمتر از تجربه‌شان استفاده می‌شود و از استعدادهایی که برای رسیدن به آینده‌ای بهتر، بوشهر را ترک می‌کنند.

سهیلا شعبانی ـ سردبیر بانگ بوشهر، موقر در این گفت‌وگو درباره این که چه بر سر فوتبال بوشهر آمده، صریح حرف می‌زند و سهم پول، مدیریت، اختلاف‌ها و بی‌توجهی به فوتبال پایه و محلات را کنار هم می‌گذارد؛ حتی، وقتی از فوتبال بانوان حرف می‌زند، یک سؤال جدی را پیش می‌کشد: چرا بوشهر با این همه استعداد، هنوز نتوانسته یک تیم بانوان قدرتمند در سطح کشور داشته باشد؟ از گل ۴۰ متری مقابل استقلال تهران تا فینال نفس‌گیر برابر شاهین، از روزهای طلایی دربی‌های بوشهر تا تجربه مربیگری در فوتبال بانوان ملوان بندر انزلی؛ این گفت‌وگو روایت مردی است که فوتبال دیروز را با پوست و استخوان لمس کرده و امروز با صراحت درباره حال آن حرف می‌زند.

 

لطفاً خودتان را برای مخاطبان «بانگ بوشهر» معرفی کنید.

– بنام خدا. فریدون موقر هستم، بازنشسته تکاوران نیروی دریایی، متولد ۲۰ دی ۱۳۳۶ شهرستان بندرانزلی، متأهل و دارای یک فرزند پسر که مهندس مکانیک است.

فوتبال را از محلات آغاز کردم و توسط نصرت ایراندوست به تیم جوانان ملوان انتخاب شدم. در سال ۵۲ قهرمان و در سال ۵۳ نایب‌قهرمان جوانان بندرانزلی شدیم. سال ۵۴ به استخدام نیروی دریایی درآمدم و بعد از دوره کلاه سبز، در سال ۵۶ به شهر بوشهر منتقل شدم. در تست باشگاه ایرانجوان مورد تأیید کادر فنی قرار گرفتم و تا سال ۵۷ عضو این تیم بودم که بازی‌ها به علت انقلاب تعطیل شد. تا سال ۵۹ که جنگ تحمیلی شروع شد و من به خاطر دفاع از خاک و ناموس وطن به جبهه‌ها اعزام شدم و تا آخر جنگ و در اکثر عملیات‌ها شرکت داشتم. در سال ۶۱ با آشنایی با حمیدخان کللی به تیم استقلال آمدم و تا سال ۶۴ در این تیم بودم. به دلیل فشارهای نیروی دریایی، ناچاراً به باشگاه ملوان رفتم و تا سال ۷۰ عضو این تیم بودم. مدتی هم در خدمت تیم منتخب بوشهر و بهترین‌های فوتبال بوشهر بودم.

شما پیراهن هر دو تیم ریشه‌دار ایرانجوان و استقلال (تاج) را پوشیده‌اید. اگر بخواهیم منصف باشیم، آن زمان فوتبال چه چیزی داشت که امروز ندارد؟

– تفاوت خاصی نداشت. بازی‌های لیگ قبل از انقلاب و بعد از انقلاب تغییر خاصی در روند فوتبال ایجاد نکرده بود، همان فوتبالی که در باشگاه ایرانجوان در کنار بزرگان بازی می‌کردم، همان روند را هم در باشگاه استقلال ادامه دادم.

بازی در کدام تیم برای شما سخت‌تر و لذت‌بخش‌تر بود؟

– در تیم ایرانجوان با ۱۹ سال سن، کوچک‌ترین عضو این تیم بودم و برایم خیلی سخت بود که در کنار بازیکنان بزرگ و توانمند بتوانم عرض‌اندام کنم. ولی هر موقع در زمین مسابقه در خدمت تیم بودم، تشویق هواداران خونگرم بوشهری من را به وجد می‌آورد، جا دارد از خانواده محترم حاج حسین وردیانی تشکر کنم که برایم خیلی زحمت کشیدند و من را به عنوان عضوی از خانواده خودشان پذیرفتند؛ اما در باشگاه استقلال شرایط فرق می‌کرد، چون همیشه به عنوان بازیکن فیکس و باتجربه در خط هافبک وسط بازی می‌کردم و اکثر توپ‌ها به من ختم می‌شد. بازی به بازی در این تیم لذت می‌بردم و گلی که در یک بازی دوستانه از فاصله ۴۰ متری به استقلال تهران زدم، باعث شد نزد هواداران محبوب‌تر شوم.

انتقال شما از ایرانجوان به استقلال می‌توانست برای هواداران حساسیت ایجاد کند. چرا این اتفاق نیفتاد؟

– نه زیاد. چون حدود سه سال از فوتبال بوشهر دور بودم و خیلی‌ها من را فراموش کرده بودند. حتی اطلاع نداشتند که به بوشهر برگشته‌ام، تا اینکه در یک دیدار دوستانه با استقلال متوجه من شدند. بعد از بازی، یکی دو بار زنده‌یاد حاج دلو درویشی برایم پیغام فرستاد. من هم رفتم پیش ایشان، با هم صحبت کردیم و راضی‌اش کردم. همین.

شما دربی‌های قدیمی بوشهر را تجربه کرده‌اید، چرا امروز دیگر آن شور و حال را نمی‌بینیم؟ شرایط زمانه تغییر کرده یا فوتبال بوشهر چیزی را از دست داده است؟

– نمی‌شود با دربی‌های امروز مقایسه کرد. در مسابقات لیگ دسته دوم تخت جمشید با تیم تابان که بعدها به نام شاهین تغییر کرد، ورزشگاه جای سوزن انداختن نبود. آن‌قدر تماشاگر آمده بود که صدای سوت داور را نمی‌شنیدی، این دو تیم هر وقت با هم مسابقه داشتند، ورزشگاه پر می‌شد. بعدها تیم‌هایی مثل استقلال، پاس، ملوان، دارایی و گسار هم اضافه شدند و تا سال ۷۰ ادامه داشت. آن سال‌ها اوج فوتبال بوشهر بود.

اگر قرار باشد فقط سه بازیکن از نسل خودتان را به عنوان نماد فوتبال آن دوران معرفی کنید، چه کسانی هستند؟

– خیلی سخت است. در ۱۶ سالی که در باشگاه‌های بوشهر بازی می‌کردم، بازیکنان خیلی بزرگی را دیدم. از سه نفر نام می‌برم.

اولی حاج حسین وردیانی؛ بازیکنی بااخلاق و با تکنیک بالا که به تیم ملی هم دعوت شد.

دومی مجید اهرمی‌نژاد که با آن قدرت بدنی بالا و دریبل‌های عالی و با گام‌های بلند، مثل برند شوستر آلمانی در مستطیل سبز می‌درخشید.

سومی حمیدخان کللی که سابقه بازی در تیم‌های ملوان، تیم ملی و تیم ملی ارتش را داشت و قهرمان اولین دوره جام حذفی ایران با ملوان انزلی شد، البته انتخاب با شماست!

اگر از شما بخواهند فقط یک مسابقه را از تمام سال‌های فوتبال‌تان انتخاب کنید، کدام بازی را انتخاب می‌کنید؟

– سه مسابقه برایم جذابیت خاصی دارد.

اولی بازی دوستانه با استقلال تهران که با نتیجه ۲ بر ۲ مساوی تمام شد و من یک گل ۴۰ متری به استقلال زدم.

دومی جام ناوچه پیکان با صنعت نفت آبادان بود که با نتیجه ۳ بر یک این تیم را شکست دادیم و سوم شدیم.

سومی فینال جام حذفی با شاهین بوشهر بود؛ یک بازی جذاب و دراماتیک که نتیجه ۳ بر ۳ بود. در دقایق آخر بازی، زنده‌یاد عالی غریبی با یک شوت سرکش گل چهارم را زد و نائب قهرمان شدیم.این بازی یکی از بهترین بازی‌های من بود که هیچ‌وقت از ذهنم پاک نمی‌شود.

برسیم به درد امروز فوتبال بوشهر؛ مشکل اصلی پول است یا مدیریت؟

– البته اولویت هر تیمی داشتن اسپانسر قوی است که بتواند باشگاه را ساپورت کند. وقتی مدیریت داشته باشی ولی پولی نداشته باشی، نمی‌توانی یک تیم قوی با کادر فنی کارآمد راهی مسابقات کنی و جلوی تیم‌های دیگر عرض‌اندام کنی، به طور مثال؛ ملوان بندرانزلی هر موقع اسپانسر خوب داشته، بهترین نتیجه‌ها را گرفته است، ولی امسال تا حالا هیچ اسپانسری پا پیش نگذاشته است. در استان بوشهر تیم‌هایی پاس، شاهین، استقلال، گسار و دارایی کجای فوتبال هستند؟ پس می‌شود نتیجه گرفت که هر دو مورد، یعنی هم پول و هم مدیریت، در این موضوع دخیل هستند.

یعنی اگر امروز یک اسپانسر قدرتمند وارد فوتبال بوشهر شود، مشکل حل می‌شود؟

– نه، فقط اسپانسر کافی نیست. پول بدون مدیریت درست نتیجه نمی‌دهد. همان‌طور که مدیریت بدون پشتوانه مالی هم نمی‌تواند تیم قدرتمندی بسازد. هر دو لازم است.

فوتبال محلات زمانی کارخانه بازیکن‌سازی بود. چه کسی این کارخانه را تعطیل کرد؟

– از زمانی که بازی‌های محلات و آموزشگاه‌ها در سطح کشور به فراموشی سپرده شدند، این اتفاق افتاد. در بوشهر محله کوتی، پاس؛ محله جبری، استقلال و گسار؛ محله سنگی، دارایی و توحید و تیم‌های دیگر فعالیتی ندارند.

اگر یک نوجوان مستعد بوشهری امروز از شما مشورت بخواهد، به او می‌گویید بماند یا برود؟

– با وضعیت موجود توصیه می‌کنم به خاطر شرایط مالی، زندگی و درآمد خوب، به تیم‌های بزرگ نقل مکان کنند. یک نسلی از همه بازیکنان مطرح بوشهر بود که حتی در تیم‌های ملی حضور داشتند. اسامی زیاد است؛ اما نسل دیگری هم بودند که بوشهر را ترک کردند و به تیم‌های بزرگ رفتند و صاحب همه چیز شدند؛ مثل برادران کریمیان، محبی، طارمی و قایدی که همه آنها در فوتبال ایران، آسیا و اروپا درخشیدند.

این پاسخ شما تلخ است؛ یعنی بوشهر برای حفظ استعدادهای خودش دیگر جذابیت کافی ندارد؟

– با شرایط موجود، بله. وقتی بازیکن آینده و درآمد بهتری در تیم‌های بزرگ ببیند، طبیعی است که برای پیشرفت برود.

– به نظر شما پیشکسوتان فوتبال بوشهر چرا کمتر در تصمیم‌گیری‌ها دیده می‌شوند؟

پیشکسوتان عزیز سرمایه‌های فوتبال هستند و هر مدیری که در رأس یک باشگاه قرار دارد، باید از تجربیات آنان استفاده بهینه ببرد، مثلاً در باشگاه ملوان بندر انزلی حدود ۷۰ نفر از این پیشکسوتان در امور اداری، مدیر فنی، سرپرستی و امور اجرایی مسابقات فعالیت می‌کنند و از تجربه آنها استفاده می‌شود، این موضوع هم برمی‌گردد به مدیریت باشگاه.

در میان مربیانی که با آنها کار کرده‌اید، چه کسی بیشتر روی شخصیت فوتبالی شما اثر گذاشت؟

– در دورانی که فوتبالیست بودم، با مربیان بزرگی کار کردم؛ نصرت ایراندوست، زنده‌یاد بهمن‌خان صالح‌نیا، منوچهر حبیبی، زنده‌یاد حاج مجید چاهی‌بخش، حسن دشتی، زنده‌یاد مردپور و استاد عباس گیشوی. همه آنها برای من الگو بودند، اما استاد عباس گیشوی، معلمی بااخلاق و منضبط از مکتب زنده‌یاد دهداری بود و واقعاً برای من الگو محسوب می‌شد.

اگر بخواهید یک تیم رؤیایی از فوتبال بوشهر بسازید، یازده نفر شما چه کسانی هستند؟

– سؤال خیلی سختی است. تمامی بازیکنانی که در کنارشان بازی کردم، هم از نظر فنی و هم اخلاقی برای من الگو بودند و خیلی هم در کنارشان از فوتبال لذت بردم. صفر ربیعانی،احمد نوشادی،محسن هاشمی،حمید کللی‌فرد، یوسف غریب‌زاده، مجید اهرمی‌نژاد، حسن حیدری، حاج حسین وردیانی، ابراهیم رفعت بوشهری، حسین حیدری معروف به «تینو»، اصغر کامیاب.

اگر قرار باشد نسل جوان فقط یک ویژگی از فریدون موقر به یاد داشته باشد، دوست دارید چه باشد؟

– اخلاق‌مداری، احترام به پیشکسوت، تحصیلات عالی، جدی گرفتن تمرینات، گوش دادن به توصیه مربیان، دور بودن از حاشیه فوتبالی.

شما تجربه مربیگری در فوتبال بانوان ملوان بندر انزلی را دارید. چه شد وارد این حوزه شدید؟

– من در سال ۹۳ در آکادمی باشگاه ملوان مشغول آموزش بودم که توسط رئیس آکادمی، جناب نصرت‌خان ایراندوست، به تیم بانوان به عنوان مربی دروازه‌بانان معرفی شدم. سرمربی بانوان خانم ایراندوست بود و بعدها به عنوان مدیر فنی در این تیم فعالیت داشتم. اوایل خیلی سخت می‌گرفتند و هنوز این قضیه جا نیفتاده بود، کم‌کم این مورد توسط کمیته امور فرهنگی فدراسیون فوتبال حل شد. در مدت سه سال، دو بار نایب‌قهرمان لیگ برتر شدیم و قهرمان اولین دوره مسابقات جام حذفی شدیم؛ همان‌طور که تیم مردان ملوان هم این جام را فتح کرده بود.

برخی می‌گویند فوتبال بانوان محدودیت‌های بیشتری دارد. شما که از نزدیک تجربه کرده‌اید، چه می‌گویید؟

– اصلاً محدودیتی ندارد. فقط مشکل لباس و حجاب بود که با طرح پوشش بانوان از طرف فدراسیون حل شد. چالش خاصی هم وجود نداشت، چون هر مدیری که در باشگاه ملوان فعالیت داشت، از تیم بانوان حمایت‌های لازم را انجام می‌داد و با مدیریت خانم ایراندوست هیچ مشکلی پیش نیامد.

کار با بانوان چه چیزی به شما یاد داد که در فوتبال مردان کمتر تجربه کرده بودید؟

– کار کردن در تیم بانوان مشکلات خاص خودش را دارد. طرز رفتار با خانم‌ها، گفتار با متانت، چشم‌پاکی و صداقت، همه را باید رعایت می‌کردیم تا حرف و حدیثی نباشد؛ ولی با آقایان کار کردن خیلی راحت‌تر بود.

اگر امروز پیشنهاد سرمربیگری یک تیم بانوان را داشته باشید، قبول می‌کنید؟

– یک پیشنهاد از تیم دیگری داشتم، ولی نپذیرفتم چون با باشگاه ملوان قرارداد داشتم و در شهر خودم و در کنار خانواده‌ام بودم.مهم‌ترین مسئله این بود که ملوان برای من یک برند بود.

برسیم به فوتبال بانوان بوشهر؛ چرا با وجود استعدادهای فراوان هنوز به جایگاه شایسته‌ای نرسیده‌ایم؟

– ببینید الان تیم شاهین و دیگر تیم‌های استان کجا هستند؟ چرا باشگاه‌های بزرگی مثل ایرانجوان و شاهین برای تشکیل تیم بانوان اقدام نمی‌کنند؟ در بوشهر بهترین بازیکن تاریخ فوتبال بانوان را داشتید؛ خانم ندا عبدالله‌زاده. الان کجاست؟

خانم عبدالله‌زاده دو سال در باشگاه ملوان توپ زد و بهترین دوران فوتبالش را در این باشگاه انجام داد. حتی به تیم ملی فوتبال زنان انتخاب شد و کاپیتان هم شد و چندین بازی ملی انجام داد، الان کجاست؟ چرا نباید از تجربه ایشان در فوتبال بانوان بوشهر استفاده کرد؟ با تیم ملوان بندر انزلی دو بار به جهت مسابقه به بوشهر سفر کردم. بار اول بازی بیرون از شهر بود. سال بعد دوباره به بوشهر آمدیم. ساعت ۱۰ صبح در ورزشگاه شهید بهشتی در زمین مسابقه آماده بودیم، ولی تیم بانوان در زمین حاضر نشد و با نتیجه ۳ بر صفر بازنده شدند.ما با این همه هزینه‌ای که کردیم، بدون بازی به انزلی برگشتیم. این موضوع به ضعف مدیریتی برمی‌گردد.

یعنی معتقدید مشکل اصلی فوتبال بانوان بوشهر هم مدیریت است؟

بله، باید مثل آقایان با آنها رفتار شود. اداره کل و هیأت فوتبال استان ورود کنند و یک زمین خوب با تمام امکانات ورزشی و اسپانسری که تیم را ساپورت کند، در اختیارشان قرار دهند و یک مربی کاربلدی مثل خانم عبدالله‌زاده را در اختیار این تیم بگذارند،چون بوشهر پتانسیل این را دارد که یک تیم بانوان مطرح در سطح کشور داشته باشد.

و سؤال آخر؛ جام جهانی ۲۰۲۶ با حضور ۴۸ تیم برگزار شد. این افزایش به سود فوتبال جهان بود یا کیفیت مسابقات را پایین آورد؟

هیچ فرقی نکرد. فقط یک هفته بازی‌های جام جهانی دیر تمام شد.اگر بخواهیم نگاه عمیق به مسابقات داشته باشیم، فیفا کار قشنگی انجام داد؛ هم از نظر مالی و هم از نظر شرکت تیم‌هایی که شاید سال‌ها نمی‌توانستند در جام جهانی فوتبال حضور داشته باشند.در این جام تیم‌هایی نیز چهره شدند؛ مثل نروژ، کیپ‌ورد، اکوادور و پاراگوئه که آلمان، قهرمان چهار دوره را حذف کرد.

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.