فوتبال بوشهر قربانی کم استعدادی نشد، قربانی بی برنامگی شد


گفتوگو: سهیلا شعبانی
لطفاً خودتان را برای مخاطبان بانگ بوشهر معرفی کنید.
– من حمید کللیفرد، متولد سال ۱۳۳۵ در بوشهر هستم. فوتبال را از زمینهای خاکی محله جبری و در تیم افشین آغاز کردم. مربی نخست من استاد محمد جهانافروزیان بود که نقش مهمی در شکلگیری مسیر فوتبالیام داشت. در سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۳ همراه با بسیاری از بازیکنان افشین به تیم تاج بوشهر و زیر نظر مرحوم حسین غریبی پیوستیم.
سال ۱۳۵۴ به تیم ملوان انزلی رفتم؛ تیمی که آن روزها یکی از قدرتهای فوتبال کشور و بهترین تیم شهرستانی جام تخت جمشید محسوب میشد. جا دارد از استاد حسین قیالی نیز یاد کنم که مشوق اصلی من در این مسیر بود. سه فصل در ملوان بازی کردم و در آن دوران موفق شدیم یک عنوان سومی لیگ، پس از پرسپولیس و پاس، و همچنین یک مقام پنجمی را به دست آوریم. در کنار آن، در مسابقات نیروهای مسلح و جام حذفی نیز افتخارات مختلفی کسب کردم.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی به بوشهر بازگشتم و دوباره به تیم سابق خود پیوستم. همزمان به مدت یک سال به عنوان یار کمکی در مسابقات باشگاههای تهران برای تیم بوتان تهران به میدان رفتم و به عنوان مهاجم موفق شدم پنج گل به ثمر برسانم.
از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۶ عضو تیم منتخب استان بوشهر در رقابتهای کشوری بودم و در این سالها افتخار حضور در مسابقات برونمرزی را نیز داشتم. همراه با تیم ملوان به کشورهای سوریه و الجزایر سفر کردیم و در دیدارهایی مقابل تیمهای ملی این کشورها به میدان رفتیم. همچنین در سال ۱۳۵۸ به اردوی تیم امید ایران دعوت شدم و حضور در جمع بهترین بازیکنان کشور از ارزشمندترین تجربههای دوران ورزشی من بود.

شما هم در ساختار نیروی دریایی حضور داشتید و هم فوتبال حرفهای را تجربه کردید. کدامیک بیشتر به پیشرفت تان کمک کرد؟
– با شرایط آن دوران، نیروی دریایی بهترین بستر برای رشد فوتبالی من بود. هرچند حضورم در ملوان تا حدی اجباری بود، اما این موضوع هرگز مانع پیشرفت من نشد. برعکس، ما تقویم منظمی از مسابقات داشتیم، از لیگهای استانی گرفته تا رقابتهای مناطق نیروی دریایی و مسابقات نیروهای مسلح. بیشتر وقت ما صرف تمرین و مسابقه میشد و عملاً یک زندگی حرفهای فوتبالی داشتیم. به همین دلیل معتقدم حضور در نیروی دریایی نقش مهمی در شکلگیری شخصیت ورزشی من داشت.
تجربه حضور در تیم ملی چه درسی به شما داد؟
– بزرگترین دستاورد حضور در تیم ملی، اعتمادبهنفس بود. وقتی یک بازیکن در جمع بهترینهای کشور قرار میگیرد، نگاهش به فوتبال تغییر میکند. من در سال ۱۳۵۸ به اردوی تیم امید دعوت شدم، اما مسابقات کشورهای اسلامی به دلیل وقوع سیل برگزار نشد. سال بعد هم قرار بود در ترکیه مسابقه بدهیم که آغاز جنگ تحمیلی مانع حضور تیم ایران شد. با این حال همان حضور در اردوها تجربه ارزشمندی بود که به من آموخت برای موفقیت باید به تواناییهای خود ایمان داشت.
گل معروف شما از فاصله حدود ۴۵ متری به استقلال هنوز در خاطره فوتبالدوستان مانده است. آن گل را چگونه به یاد میآورید؟
– واقعیت این است که برای من آن گل بیشتر از هر چیز یک اتفاق فوتبالی بود. در فوتبال گلهای زیادی زده میشود و هر کدام در جای خود ارزش دارند. اهمیت آن گل بیشتر به این دلیل بود که باعث شد ملوان برای نخستین بار در تاریخ رقابتها برابر تاج تهران به پیروزی برسد. شاید به همین دلیل در ذهن هواداران ماندگار شد.
فوتبال نیروهای مسلح سکوی پرتاب بود یا ایستگاه توقف؟
– در سالهای پیش از انقلاب قطعاً سکوی پرتاب بود. بسیاری از بازیکنان مستعد از همین مسیر به فوتبال حرفهای معرفی شدند. بعدها شرایط تغییر کرد و کشور درگیر جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شد و فوتبال ایران شکل دیگری به خود گرفت، اما در آن دوران نیروهای مسلح یکی از مهمترین مسیرهای رشد بازیکنان بودند.
آیا تعهدات شغلی باعث شد بخشی از دوران طلایی فوتبالتان از دست برود؟
– نه، عامل اصلی چیز دیگری بود. مصدومیت شدید کمر و مشکل دیسک اجازه نداد آنطور که دوست داشتم فوتبال را ادامه دهم. اگر آن آسیبدیدگی نبود، شاید سالهای بیشتری در سطح حرفهای بازی میکردم.

چرا نیروی دریایی در بوشهر نتوانست به یک قطب پایدار فوتبال تبدیل شود؟
– واقعیت این است که همه تیمهای وابسته به نیروی دریایی زیر سایه ملوان انزلی قرار داشتند. ملوان به برند اصلی فوتبال دریایی کشور تبدیل شده بود و همین موضوع باعث میشد سایر تیمها کمتر دیده شوند و فرصت رشد مستقل پیدا نکنند.
نظم نظامی در مربیگری مزیت است یا مانع خلاقیت؟
– به نظر من نظم و انضباط در هر کاری حرف اول را میزند. البته بازیکن باید خلاقیت داشته باشد، اما خلاقیت بدون نظم دوام نمیآورد. بسیاری از موفقیتهای ورزشی دنیا بر پایه انضباط شکل گرفتهاند.
چرا فوتبال بوشهر نتوانست از تجربه پیشکسوتان خود بهصورت راهبردی استفاده کند؟
– در برخی مقاطع از بازیکنان و مربیان باتجربه استفاده شد، اما این روند هیچوقت مستمر و ساختاری نبود. برای موفقیت باید از تجربه نسلهای مختلف در قالب یک برنامه مشخص بهره برد، نه به شکل مقطعی و سلیقهای.
مهمترین عامل عقبماندگی فوتبال بوشهر چیست؟
– اگر بخواهم ریشهای به موضوع نگاه کنم، بخشی از مشکل به تغییر ساختار فوتبال ایران برمیگردد. قبل از اینکه فوتبال به شکل لیگ سراسری و حرفهای امروز برگزار شود، تقریباً همه تیمهای کشور از نظر امکانات و هزینهها در شرایط مشابهی بودند. تیمها با یک اتوبوس به مسابقات میرفتند و حتی غذا هم در همان اتوبوس سرو میشد. در آن دوران، استانی موفقتر بود که بازیکنان مستعدتر و فوتبالخیزتری داشت.
اما با شکلگیری لیگهای سراسری و حرفهای، شرایط تغییر کرد. تیمهایی که پشتوانه مالی بیشتری داشتند، شروع به جذب بهترین بازیکنان استانهای مختلف کردند. ما در بوشهر استعداد کم نداشتیم، اما نتوانستیم همپای این تغییرات پیش برویم. هرچه آن تیمها از نظر مالی و ساختاری جلوتر رفتند، فاصله ما هم بیشتر شد.
البته این تنها دلیل نیست. ضعف مدیریت، کمبود منابع مالی، نداشتن ساختار حرفهای و بیتوجهی به فوتبال پایه نیز در این عقبماندگی نقش داشتهاند. امروز وقتی به جایگاه فوتبال بوشهر در کشور نگاه میکنیم، میبینیم که با وجود این همه استعداد، هنوز به جایگاهی که شایسته آن هستیم نرسیدهایم.
فوتبال ایران امروز بیشتر به نظم نیاز دارد یا جسارت؟
– فوتبال بدون نظم به جایی نمیرسد. جسارت هم لازم است، اما ابتدا باید ساختار و انضباط وجود داشته باشد. تیمی که برنامه نداشته باشد، با شجاعت به تنهایی موفق نمیشود.
گروه ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ را چگونه ارزیابی میکنید؟
– به نظر من فرصت خوبی برای صعود وجود دارد، اما نباید تصور کنیم کار آسانی در پیش است. موفقیت نیازمند برنامهریزی، مدیریت قوی و آمادگی ذهنی بالاست.
مشکل اصلی فوتبال ملی ایران را بیشتر مدیریتی میدانید یا ذهنی؟
– مدیر موفق باید ذهن قوی داشته باشد. وقتی مدیریت دچار ضعف باشد، این مشکل به تیم و بازیکنان هم منتقل میشود. بنابراین این دو موضوع از هم جدا نیستند.
اگر صعود نکنیم، مقصر اصلی چه کسی خواهد بود؟
– در فوتبال موفقیت و شکست معمولاً حاصل عملکرد یک مجموعه است. وقتی ساختار درست کار نکند، نمیتوان تنها یک نفر را مقصر دانست.

در تمام این سالها، افتخار پوشیدن پیراهن تیم ملی برای شما پررنگتر بوده یا حسرت فوتبال بوشهر؟
– بدون تردید حسرت فوتبال ناتمام بوشهر. حضور در تیم ملی افتخار بزرگی بود، اما همیشه دوست داشتم فوتبال استانم جایگاهی را به دست آورد که شایسته آن است. هنوز هم وقتی استعدادهای فراوان جوانان بوشهری را میبینم، این حسرت در دلم زنده میشود.
اگر امروز یک حمید کللیفرد ۲۰ ساله در بوشهر ظهور کند، فوتبال این شهر او را میسازد یا میسوزاند؟
– امیدوارم ساخته شود. در سالهایی که من به انزلی رفتم، پنجمین بازیکن بوشهری بودم که بعد از احمد رزمی، رضا ماهینی، حسین حیدری( تینو) ومحمود ابراهیم زاده با هجده سال سن به سطح اول فوتبال کشور راه پیدا میکرد. امروز تعداد بازیکنان بوشهری حاضر در لیگهای کشور و حتی تیم ملی بسیار بیشتر است. این نشان میدهد استان ما سرشار از استعداد است. آنچه کم داریم مدیریت قوی، برنامهریزی بلندمدت و جذب منابع مالی است.
اگر امروز حمایت کامل در اختیار شما قرار بگیرد، برای احیای فوتبال بوشهر از کجا شروع میکنید؟
-هر سه بخش باید همزمان اصلاح شوند؛ مدیریت، فوتبال پایه و نگاه مسئولان. اگر فقط یکی از اینها را درست کنیم، نتیجه ماندگار نخواهد بود. فوتبال بوشهر استعداد کم ندارد، آنچه نیاز دارد یک نقشه راه روشن و اراده جدی برای اجرای آن است.
برچسب ها :حمید کللی فرد، ، فوتبال بوشهر،
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0