تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۰:۵۹
کد خبر : 4411

کار کودک؛ سرقت خاموش کودکی

کار کودک؛ سرقت خاموش کودکی
چند روزی از روز جهانی مبارزه با کار کودکان گذشته است، روزی که در هر سال آمارها دوباره منتشر، گزارش‌ها نوشته می‌شوند و تصاویر کودکانی که به جای مدرسه در خیابان، کارگاه، مزرعه یا چهارراه‌ها مشغول کار هستند، بار دیگر مقابل چشمان ما قرار می‌گیرد. اما شاید پرسش اصلی این باشد که هنوز از دیدن این تصاویر متأثر می‌شویم؟

سهیلا شعبانی/ بانگ بوشهر، معمولا کار کودکان را با فقر می‌شناسیم. با کودکانی که برای کمک به هزینه‌های زندگی خانواده، ناچار به کار می‌شوند. ولی کار کودک فقط یک مسئله اقتصادی نیست. آنچه در این میان کمتر دیده می‌شود، از دست رفتن بخشی از زندگی است که هیچ‌گاه قابل بازگشت نیست، سال‌هایی که باید صرف بازی، آموزش، دوستی و تجربه اندوزی کودکی شود.

 

در تازه‌ترین آمارهای سازمان جهانی کار و یونیسف نشان می‌دهد ۱۳۸ میلیون کودک در جهان مشغول کار هستند. عددی آن‌قدر بزرگ که اگر این کودکان در یک کشور زندگی می‌کردند، جمعیت آن از بسیاری از کشورهای جهان بیشتر بود. در میان آنان، ۵۴ میلیون کودک در مشاغلی فعالیت می‌کنند که سلامت جسم و روانشان را تهدید می‌کند، از معادن و مزارع گرفته تا کارگاه‌ها و محیط‌های ناایمن.

 

بی‌تردید فقر یکی از مهم‌ترین دلایل کار کودک است، اما همه ماجرا نیست. هر کودک کاری که در خیابان می‌بینیم، تنها قربانی تنگدستی خانواده نیست، او نتیجه زنجیره‌ای از کمبودها و ناکامی‌ها، در آموزش، حمایت‌های اجتماعی، سیاست‌گذاری و فرصت‌های برابر است. وقتی کودکی به جای نشستن پشت نیمکت مدرسه وارد بازار کار می‌شود، تنها ساعات امروز خود را از دست نمی‌دهد، بخشی از آینده‌اش را نیز از دست می‌دهد.

بی شک کار کودک یکی از آشکارترین نشانه‌های فاصله میان آن چیزی است که درباره حقوق کودکان گفته می‌شود و چیزی که در واقعیت جریان دارد، سال‌ها است از حق آموزش، حق امنیت و حق رشد کودکان سخن گفته می‌شود، در صورتی که هنوز از هر ۱۷ کودک در جهان، یک نفر ناچار است بخشی از دوران کودکی خود را در محیط کار بگذراند.

 

مطمئنا، تلخ‌ترین بخش ماجرا خود آمارها نیست، بلکه عادی شدن این واقعیت است که آن‌قدر کودکان کار را در خیابان‌ها، چهارراه‌ها، بازارها و شبکه‌های اجتماعی دیده‌ایم که حضورشان دیگر برای بسیاری از ما عجیب نیست. گاهی از کنارشان عبور می‌کنیم، دقایقی درباره‌شان حرف می‌زنیم و بعد دوباره به زندگی روزمره بازمی‌گردیم.

 

خطر واقعی همین جا است، زمانی که یک آسیب اجتماعی آن‌قدر تکرار شود که کم کم به دیدن آن عادت کنیم و حساسیت جامعه نسبت به آن کاهش یابد. وقتی دیدن کودکی که باید مشغول بازی یا درس خواندن باشد، در حال کار کردن است، دیگر ما را متوقف نکند و به فکر فرو نبرد که چرا این کودکان زودتر از موعد به دنیای بزرگسالان پرتاب شده‌اند؟ در حالی که پشت هر دست کوچک مشغول به کار، رویایی ناتمام، فرصتی از دست رفته و بخشی از آینده جهان در حال فرسوده شدن است.

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.